تبليغاتX
انار
اکثر ما اصالت را به چیزی می دهیم که از آن بنام باور و عقیده یاد می کنیم و در پیکره ی آن زیر ساخت هایی بنام اصول عقیدتی داریم اما ...
فکر می کنم بیشتر چیزهایی که ما نام آن را عقیده گذاشته ایم توده های فشرده ای از جهل و بی اطلاعی هستند که بر اثر تکرار و اصرار در قالب عقیده درامده اند و نه تحقیق و استدلال.
در میان در تمامی طیوف می توان کسانی را پیدا کرد که دچار چنین توهمی هستند و خود را پیرو حقیقی و راستین طیفی می دانند که از آن پیروی می کنند.
اما حق جای دیگریست. اصالت را ذات خدای متعال است که معین می کند و با شناختی که انسان از بازتاب انوار حق در خود از خدای خود دارد خدای متعال اعمال را در پیمانه ی نیات و آگاهی ها می سنجد و نه در کفه ی ترازوی کمیت اعمال. مطلوب این شرح این است که یاداوری کنم نه کسانی که جاهلانه در جبهه ی حق هستند بهره ای می برند و نه کسانی که خود را در جبهه ی باطل به جهالت زده اند از این میان جان به در می برند. اصالتا مومن هر چه باشد جاهل نباید باشد و بنا بر اصول فلسفی نقیض این گزاره صحیح است که همانا کسی که دچار جهل است مومن نیست! و کسی که ایمان ندارد ملاک عملش هوای نفس است! و کسی که ملاکش هوای نفس است روزی به محمد (ص) ایمان می آورد و روز بعد در مقابل جانشین وی صف آرایی می کند. یک روز در مدح ولایت جمله ها می گوید و روز بعد در صف اول مخالفان بر می آید.
اما تجربه ی شخصی از آن حکایت می کند که در این مواقع فردی که تغییر موضع می دهد به سرعت گذشته و کارهای قبلی خود را یا توجیه می کند یا به دست فراموشی می سپارد چنان که گویا سالهاست بر یک طریق استوار است و در این میان دیگران متحیرند که چگونه چنین فردی به این سبک تغییر مسلک می دهد و در تلاشند تا وی را از خواب غفلت بیدار کنند !
اما نکته اینجاست!
اصالتا مشکل تمام ما از جایی آب می خورد که از خودمان غافلیم و جویای حال دیگرانیم! از تهذیب دست برداشته ایم و بلندگوی ملامت به دست گرفته ایم و در خیابان عیب دیگران را جار می زنیم!در حالی که این مخالف نص صریح قران است!در تضاد با احادیث است! اساس اصلاح جامعه در قران بر پایه خود سازی و اصلاح شخصی است و اساس امر به معروف و نهی از منکر نیز بر امر عملی به معروف نه از روی ریا بل از روی اخلاص و نهی منکر به همین روال است.
اما ولی فقیه یا امام معصوم چه کند که مردم از این اصل غافلند؟ چه کند که مردم نسخه ی اسلام را زیر پا نهاده اند و با خود درمانی های گوناگون وضع جامعه را به اینجا رسانده اند؟ اساسا چرا از ولی فقیه انتظار اصلاح امت را داریم در حالی که تاریخ شهادت می دهد وقتی تمام مردم جامعه به نسخه اسلام عمل نکنند حتی علی ابن ابی طالب نیز نمی تواند امت را اصلاح کند!
و در این میان کسانی که که بر راه حق اند همیشه در اقلیت هستند! ملاک قرار داشتن در جبهه ی حق نیست زیرا تا ساعتی که حسین (ع) چراغ خیام را خاموش کند و بیعتش را بردارد بسیاری در سپاه حسین بودند اما فاصله ی حق طلبی جاهلی با حق طلبی آگاهانه در همین چند لحظه است! کافی است چراغ راه را ولی زمان خاموش کند و به جامعه اختیار دهد آن موقع است که خواهیم دید چه بسا بسیجی نماهایی که بر سینه ی این فرزند زهرا می نشینندو سر از تن وی به بهای اندکی جدا می کنند! عده ای کنار می ایستند و نگاه می کنند! ابن عباس ها به نصیحت امام بر می خیزند و او را ذلت دعوت می کنند!
من می بینم تکرار دوباره ی تاریخ را! من می بینم حقانیت را در حالی که طرفدارانی جاهل و دشمنانی جاهل تر دارد! من می بینم مسئولینی را که ۷ ماه نه! ۳۰ یال در مقابل پلیدی ها سکوت کردند! من می بینم کسانی را که به بهانه ی مصلحت اندیشی می خواهند حسین زمان سر تسلیم فرود آورد و با جبهه ی باطل مصالحه کند! من می بینم ذبح عظیم را! آنروزی که سید غریب شهرمان مانند جد بزرگش به قربانگاه برده می شود! روزی که هر که حقانیتی دارد از دم تیغ می گذرانند و اسلام دوباره به خواب عمیق فرو می رود!
اما اینها در صورتی است که من وتو از همین امروز خودسازی فردی را شروع نکنیم !
برادر هشدار جدیست! امروز روز فصل است روز انتخاب بین حق و باطل! بدان که اسلام بی علم ارزشی ندارد و کافری که با یقین است ارزشش از مسلمان بی یقین بالاتر است!
من با یقین کافر جهان با شک مسلمان                       با این حساب اهل جهنم فرق دارند

والسلام علی من التبع الهدی

+نویسندهفریاد درچهارشنبه 23 دی1388 ساعت 13:7 |